سلمان کریمی
متولد سوم دیماه پنجاه و پنج در زنجان
مهندسی نرمافزار و حقوق را در دانشگاه خوانده است
داستان نویس و از سال 1368 وارد عرصه داستان شده است
………………………………………………………………………..
ضمن سپاس از همراهی شما خوانندگان پایگاه خبری شاعر مشتقاند درباره فعالیت های هنری و ادبی شما بیشتر بدانند توضیحاتی ارائه بفرمایید
با سلام ودرود از سال ۱۳۶۸ شعر و داستانهایی برای خودم مینوشتم و از سال ۱۳۷۸ همکاری با حوزه هنری و اداره ارشاد را آغاز کردهام. از سال ۱۳۷۹ مسئول جلسات داستان حوزه هنری استان و در سالهای ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱. از مؤسسین انجمن ادبی یاز وابسته به حوزه هنری بوده و از سال ۱۳۸۴ علاوه بر حوزه هنری استان با انجمنهای ادبی استان و ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و شهرستانهای تابعه همکاری دارم.
از اعضای موسس و مدیر خانه داستان زنجان (در شرف تاسیس)
از اعضای موسس و اولین هیات مدیره خانه هنرمندان استان
عضو هیات مدیره و مدیر انجمن ادبی اشراق (۱۳۹۸ – ۱۳۹۵)
دبیر اجرایی دهمین جشنواره شعر و قصه استان در سال ۱۳۹۷
مقام سوم اولین جشنواره شعر و قصه استان ۱۳۸۰
مقام اول دومین جشنواره شعر و قصه استان ۱۳۸۲
داور دورههای سوم، چهارم، ششم و هفتم جشنواره شعر و قصه استان
مقام دوم نهمین جشنواره شعر و قصه استان ۱۳۹۴
داور چند جشنواره ادبی مشترک ارشاد و آموزش و پرورش و حوزه هنری و آموزش عالی و عضو موسس
عضو هیات مدیره انجمن ادبیات داستانی بسیج هنرمندان استان
داور جشنواره ادبیات داستانی بسیج استان و داور جایزه ادبی یوسف در بخش استانی
جزو منتخبین هفتمین دوره جایزه ادبی یوسف
تألیفات:
۱- ياز (مجموعه داستان – گروهي) ۱۳۷۸ حوزه هنري
۲- چگونه داستان کوتاه بنویسیم (آموزش اصول نوشتن داستان کوتاه)، سال ۱۳۸۹، نیکان کتاب
۳- کلههای سنگی (مجموعه داستان گروهی)، سال ۱۳۹۰، انتشارات سخن گستر
۴- مجموعه سه جلدی ترانه های «فی می» (قصه منظوم کودکان) ، ۱۳۸۹، نیکان کتاب
۵- جرایم و مجازاتهای سردفتران رسمی در حقوق ایران،۱۳۹۲، انتشارات سازمان جهاد دانشگاهی
۶- بوی باروت سوخته (مجموعه داستان گروهی)، سال ۱۳۹۷، انتشارات سوره مهر
۷- مجاهدتهای خاموش (نقش رزمندگان زنجان در پایان بخشیدن به غائله کردستان)، سال۱۳۹۶ ، انتشارات صریر
۸- رویاهای رنگی یک کور مادرزاد( رمان)، سال ۱۴۰۰، انتشارات صاد
۹- بشکوچ(رمان)، سال ۱۴۰۲، انتشارات سوره مهر
۱۰- زخم پاییز(رمان)، زیر چاپ، سوره مهر
در رشته یا رشتههایی که فعالیت دارید کیفیت آثار تولیدی استان زنجان را نسبت به کشور چگونه ارزیابی میکنید؟ نیاز امروز جامعه ادبی استان چیست؟
داستان زنجان سابقهی زیادی ندارد و تنها نویسندهای که قبل از دهه هفتاد مینوشت و آثاری از او به دستمان رسیده مرحوم میرتقی فاضلی است که از قضای روزگار ایشان نیز چون حقیر کارمند دستگاه قضا بودند و نسخه چاپی آثارشان البته موجود نیست. یا حداقل با توجه به گذشت بیش از نیم قرن در دسترس نیست. اولین جلسات منسجم و گروهی داستاننویسی در نیمههای دهه هفتاد در حوزه هنری تشکیل شد که بی شک زحمات بزرگانی چون حسین فتاحی، سعید افشار، مهران مرتضایی، محمدعلی خامه پرست، رامین سلطانی و علیرضا بازرگان که در سال ۷۹ یا ۸۰ مسئول واحد ادبیات حوزه بود در شکلگیری نسل داستاننویسان زنجان غیرقابل انکار است. در دهههای هفتاد و هشتاد ما اثری منتشر شده از داستان استان نداریم و در دهه نود با گسترش داستاننویسی استان به همت نسلهای اول و دوم شاهد انتشار آثاری هستیم که برای قدم اول زیاد هم بد نبودند.
دو مجموعه داستان گروهی «کله های سنگی » به همت محمدعلی خامهپرست و «بوی باروت سوخته» با جمع آوری بنده در اوایل و اواسط دهه نود منتشر شدند که گزیدهای از داستانهای نسلهای اول و دوم داستان استان بودند. به اینها اضافه کنید سه ترجمه عالی از کارهای هاروکی موراکامی داستاننویس ژاپنی(رمانهای «شکار گوسفند وحشی» و «کافکا در کرانه» و مجموعه داستان «دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل») توسط محمود مرادی از داستان نویسان استان را که هرسه توسط نشر ثالث منتشر شده و باعث ایجاد انگیزه در داستاننویسان برای چاپ آثارشان شد. در اواخر دهه نود و سال ابتدایی قرن جدید اما شاهد به گُل نشستن تدریجی زحمات داستاننویسان استان هستیم با چاپ رمان «ماه عسل در تیمارستان» نوشته محمدعلی خامه پرست، «رویاهای رنگی یک کور مادرزاد» و «بشکوچ» نوشته بنده و رمان خوب«رقص آدمکهای کاغذی» نوشته شاعر خوش ذوق و توانای استانمان سعید توکلی.
با توجه به برگزاری جلسات رماننویسی به صورت کارگاهی و راهبری و حضور ۱۲ نفر از داستاننویسان استان در این کارگاه که در حوزه هنری برگزار میشود با بررسی طرحهای رسیده پس از سه ماه کار گروهی این انتظار را داریم که در پایان سال جاری بین ۶ الی ۸ رمان خوب از این مجموعه منتشر شود.
به نظر من با عنایت به نوپایی فعالیت داستاننویسی استان نسبت به شعر قدم های خوبی برداشته شده و من در آیندهای نزدیک (کمتر از یک دهه) به داستاننویسی استان خوشبین هستم و این انتظار را دارم که آثار داستانی استان بیشتر دیده شود. البته همه این سخنان در بحث رمان و داستان فارسی است و در داستان ترکی با آثار چاپ شدهای که از آقای علی محمدبیانی شاهد هستیم از جمله کار درخشان «سو ساتانلار» ایشان این امید شکل گرفته و داستان ترکی زنجان نیز همچون استان همجوار خود اردبیل پای در راهی بزرگ گذاشته که رو به روشنی دارد.
نقد در فضای ادبی استان چه جایگاهی دارد و در این حوزه چه گامهایی میتوان برداشت؟
ما در نقد هنوز راهی دراز داریم. این نه از عدم وجود یا عدم توانایی منتقدان استان که ارتباط به فضای فعالیت ادبی استان دارد. نقد و معرفی به نظر من بیشترین تأثیر را در دیده شدن آثار دارد ولی ما در این چند دهه خیلی کم شاهدیم که تا کاری چاپ می شود دوستان نقدی بر آن نوشته و در فضای رسانههای رسمی یا مجازی منتشر کنند و نقدها بصورت شفاهی و منحصر به جلسات نقدی است که برای اثری خاص برگزار می شود. و این نیازمند همت دوستان در معرفی و نقد آثار سایرین است کاری که در تهران و سایر استانها اتفاق می افتد.
لطفاً از شاعران و نویسندگان استان، سه نفر را برای مصاحبههای بعدی به ما معرفی کنید؟
اجازه بفرمایید من تعداد بیشتری از دوستان را معرفی کنم که به حق گذر از هیچ کدام میسر نیست. اساتید و دوستان بزرگوارم: علیرضا بازرگان، هادی وحیدی، سعید توکلی، حسین نجاری، محمدعلی خامهپرست، محمود مرادی، فاطیما سیاحتی، حامد رحمتی.
با سپاس از انجمن ادبی اشراق زنجان







