فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 4 تیر 1403

وقتي كه آمدم پدر بيمناك شد( حساب عشق)

وقتي كه آمدم پدر بيمناك شد( حساب عشق)

عنوان : داريوش مرادي
شاعر   : حساب عشق

وقتي كه آمدم پدر بيمناك شد
اسبم كه تشنه بود پريشب هلاك شد
زخمم كه حس لاله شدن داشت، از قرار
تنها پس از زمان كمي سينه چاك شد
يك شب غرور و اسلحه ام را فروختم
با عشق هم، حساب من اينگونه پاك شد
موج حماسه بود و جنون – خوب يادم هست- 
از پشت زين برادرم افتاد و خا ك شد
آن روز با تمام وجودم هزار بار
ديدم كه قلب همسفرانم پلاك شد
«مردانه از غبار گذشتند» و مرگ هم
از بي هوا گذشتنشان شرمناك شد

منبع : از حنجره ي كارون، مجموعه شعر دفاع مقدس شاعران استان خوزستانبه كوشش بهمن ساكي