موی پریشان من
طره ی گیسوی یار
دیده ی گریان من
چشم دلارام یار
چهره ی محزون من
روی شب افروز او
حکم به مرگ می دهد
غمزه ی ابروی یار
تا صنمش به دل کشم
دست زدل می کشد
تا که به خود کشانمش
تن ز ناز می کشد
بوسه زنم به روی او
دعا به سمت کوی او
هر دورواق دیده ام
قبله شود به سوی او
طره ی گیسوی یار
دیده ی گریان من
چشم دلارام یار
چهره ی محزون من
روی شب افروز او
حکم به مرگ می دهد
غمزه ی ابروی یار
تا صنمش به دل کشم
دست زدل می کشد
تا که به خود کشانمش
تن ز ناز می کشد
بوسه زنم به روی او
دعا به سمت کوی او
هر دورواق دیده ام
قبله شود به سوی او
شاعر منیژه قشقایی
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











