فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 تیر 1403

قالب نیمایی

شعر نیمایی:

شعر نیمایی چیست؟
شعر نیمایی سبکی از شعر مدرن فارسی است که نخستین بار توسط نیما یوشیج، شاعر بزرگ معاصر سروده شد. نیما با انتشار «افسانه» شعر نو را مطرح کرده و در حوزه فرم و محتوا تحول عظیمی را به وجود آورد و از سبک کلاسیک و سنتی فاصله گرفت.

هر چند که نیما اشعار کلاسیک می‌گفت که می‌توان آن‌ها را با اشعار شعرای سنت‌گرا ایران از جمله مولوی، حافظ و سعدی مقایسه کرد. او کسی است که در سرودن چنین اشعاری از شاعران قدیم پیروی نموده است. با این حال سبک نوین نیما که در اشعار آزاد و نیمه آزاد او نمود پیدا می‌کند، شاهد خروج از هنجارهای زبانی است.

شعر نیما با اینکه وزن عروضی را حفظ می‌کند، محدود به تکرار یکسان، هم‌اندازه هجاها و ارکان نیست. به عبارتی برخلاف شعر کلاسیک که هجا و ارکان در هر مصرع هم‌اندازه بودند، در شعر نیمایی با توجه به معنا کوتاه و بلند شده و تغییر می‌کنند. یکی دیگر از ویژگی‌های شعر نیمایی این است که مقید به تکرار قافیه هم نیست و هر کجا نیاز به قافیه باشد از آن استفاده می‌شود. در ادامه نیز ویژگی‌های شعر نیمایی را بیشتر می‌شناسید.

ویژگی شعر نیمایی

پیش از تحقیق درباره شعر نیمایی باید بگوییم که شعر «افسانه» نیما در سال ۱۳۰۱ منتشر شد و به علت تنگ‌نظری بسیاری به‌عنوان سبکی جدید شناخته نشد. این شعر ویژگی‌های متفاوتی از اشعار قدیمی داشت که پذیرش آن سخت بود. همان‌طور که نیما در مقدمه این شعر آورد در اینجا چند تا از ویژگی‌های آن را بیان می‌کنیم:

نوعی تغزل آزاد است که شاعر در آن به گونه‌ای عرفان دست پیدا می‌کند.
بلند و موزون است که مشکل قافیه در آن بعد از هر چهار مصراع با یک مصراع آزاد حل شده است.
توجه به واقعیت‌های ملموس و نگرشی عاطفی و شاعرانه به اشیا
تفاوت نگاه شاعر از شعرای گذشته و دوری از تقلید
نزدیکی نگاه به بیان محاوره‌ای و ادبیات نمایشی؛ یعنی دراماتیک
سیر آزاد تخیل شاعرانه
بیان راحت و آزاد عقیده‌های شاعر و احساسات لطیف او
شعر نیمایی ویژگی‌های دیگری نیز دارد که یکی از آن‌ها طبیعت‌گرایی است. عناصر طبیعت و مظاهر آن در شعر به‌خوبی دیده می‌شود و زندگی نیما را به تصویر می‌کشد. او اهل یوش مازندان بود و به همین نسبت پدیده‌های طبیعی در شعر او متجلی می‌شود مانند:

«شکوه‌ها را بنه، خیز و بنگر

که چگونه زمستان سر آمد

جنگل و کوه در رستاخیز است

عالم از تیره‌رویی درآمد

چهره بگشاد و چون برق خندید.»

توصیفات محلی در شعر نیما به وفور یافت می‌شود. این توصیفات که مفهوم ویژه‌ای دارد، با نوعی زمینه‌سازی خاص پیوند می‌خورد و شاعر را به جغرافیای محل زندگی‌اش می‌برد. در نتیجه به او مجال بیشتری برای گذران در طبیعت پیرامونش می‌دهد.

جالب‌تر اینکه مهدی اخوان ثالث نیز از جمله شاگردان نیما یوشیج بود. شما می‌توانید مقاله زندگینامه مهدی اخوان ثالث را در نشریه ایماژ مطالعه نمایید.

قالب شعر نیمایی

شعر نو از نظر قالب شعر نیمایی به سه نوع تقسیم می‌شود که در اینجا هر یک از آن‌ها را بررسی می‌کنیم:

شعر آزاد
این شعر دارای وزن عروضی است؛ اما مانند شعر سنتی مصراع‌های آن محدود به دو، سه یا چهار رکن نیست. بلکه می‌تواند دو رکن یا بیشتر از چهار رکن باشد؛ یعنی برخی از مصراع‌ها کوتاه و بعضی بلندتر هستند و همه‌ی آن‌ها مانند شعر سنتی هم‌اندازه نیستند.

شعر سپید
قالب شعر سپید وزن و آهنگ دارد؛ ولی عروضی نیست و قافیه در آن جای ثابتی ندارد. شعرهای احمد شاملو بدین گونه است و عروض و قافیه‌ای در اشعار او وجود پایداری ندارد و مدام می‌گیزد. از مصرعی به مصرع دیگر می‌گریزد و به وجود هیچ کدام نیازی احساس نمی‌شود.

شعر «موج نو»
در این نوع شعر نه‌تنها وزن عروضی ندارد، موسیقی و آهنگ آن نیز آشکار نیست. موج نو عنوان شعری است که در سال ۱۳۴۰ به وجود آمد. در واقع با انتشار شعر «طرح» اثر احمدرضا احمدی بنیان‌گزار «موج نو» آغاز شد. شاعران این نوع قالب را غیر متعهد می‌نامند؛ زیرا به هیچ کدام از اصول و معیارهای شعر مانند عروض، قافیه، تخیل، احساسات، ابهام و ایجاز پایبند نبودند.

مولفه‌های شعر نیمایی
شعر نیمایی، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین جریان‌های شعری در تاریخ ادبیات فارسی است. این سبک شعری توسط نیما یوشیج در اوایل قرن بیستم پایه‌گذاری شد و به سرعت مورد استقبال شاعران و مخاطبان قرار گرفت. مولفه‌های شعر نیمایی مهم در شعر نیمایی عبارتند از:

آزاد بودن از قواعد وزن و قافیه سنتی: شعر نیمایی از قواعد وزن و قافیه سنتی که در شعر فارسی رایج بود، آزاد است. نیما معتقد بود که وزن و قافیه سنتی مانع از بیان آزادانه‌ی اندیشه و احساس در شعر می‌شود.
استفاده از زبان محاوره‌ای: نیما در شعر خود از زبان محاوره‌ای استفاده می‌کرد. او معتقد بود که زبان محاوره‌ای نزدیک‌تر به زبان روزمره‌ی مردم است و می‌تواند تأثیر بیشتری بر مخاطب بگذارد.
استفاده از تصاویر و استعاره‌های جدید: نیما در شعر خود از تصاویر و استعاره‌های جدیدی استفاده می‌کرد. او معتقد بود که استفاده از تصاویر و استعاره‌های جدید می‌تواند به شعر عمق و زیبایی بیشتری ببخشد.
توجه به محتوا و اندیشه: نیما در شعر خود به محتوا و اندیشه اهمیت زیادی می‌داد. او معتقد بود که شعر باید علاوه بر زیبایی، پیامی نیز داشته باشد.
علاوه بر این مولفه‌های اصلی شعر نیمایی، می‌توان به برخی از ویژگی‌های دیگر در شعر نیمایی اشاره کرد، مانند:

استفاده از نیم‌قافیه: نیما در شعر خود از نیم‌قافیه نیز استفاده می‌کرد. نیم‌قافیه، قافیه‌ای است که در آن فقط دو یا سه هجای آخر دو واژه با هم قافیه می‌شوند.
استفاده از تکنیک‌های نو در شعر: نیما در شعر خود از تکنیک‌های نو مانند حذف فعل، تکرار و تلمیح نیز استفاده می‌کرد.
شعر نیمایی تأثیر زیادی بر شعر فارسی گذاشت و راه را برای ظهور جریان‌های شعری جدیدی مانند شعر سپید و شعر پست‌مدرن هموار کرد.

نمونه‌ های شعر نیمایی

در این تحقیق درباره شعر نیمایی سعی کردیم بگوییم شعر نیمایی با مخالفانی روبرو بود. کسانی که نمی‌توانستند موج جدید را در جامعه، فرهنگ و ادبیات بپذیرند؛ اما به مرور زمان به رسمیت شناخت شد و شاعران دیگر مانند اخوان ثالث، احمد شاملو، سهراب سپهری و … به این سبک روی آورند. در اینجا چند نمونه شعر نیمایی از این شعرای بزرگ را می‌خوانید.

شما می‌توانید در ارتباط با زندگینامه سهراب سپهری نیز در نشریه ایماژ مطالعه نمایید.

در ابتدا به سراغ شعر نیمایی از اخوان ثالث و سپس معروف ترین شعر نیما یوشیج می‌پردازیم.

شعر «سبز» مهدی اخوان ثالث:
با تو دیشب تا کجا رفتم

تا خدا و آن سوی صحرای خدا رفتم

من نمی­ گویم ملایک بال در بالم شنا کردند

من نمی­ گویم که باران طلا آمد

لیک، ای عطر سبز سایه پرورده

ای پَری که باد می­ بردت

از چمنزار حریر پُرگُل پرده

تا حریم سایه­ های سبز

تا بهار سبزه­ های عطر

تا دیاری که غریبی­ هاش می ­آمد به چشم آشنا، رفتم

پا به پای تو که می ­بردی مرا با خویش

همچنان کز خویش و بی­ خویشی

در رکاب تو که می ­رفتی

هم عنان با نور

در مجلل هودج سرو و سرود و هوش و حیرانی

سوی اقصا مرزهای دور

تو قصیل اسب بی­آرام من، تو چتر طاووس نر مستم

تو گرامی ­تر تعلق،‌ زُمردین زنجیر زهر مهربان من

پا به پای تو

تا تجرد تا رها رفتم

غرفه­ های خاطرم پُر چشمک نور و نوازش­ها

موجساران زیر پایم رامتر پُل بود

شُکرها بود و شکایت­ ها

رازها بود و تأمل بود

با همه سنگینی بودن

و سبک­بالی بخشودن

تا ترازویی که یک سال بود در آفاق عدل او

عزت و عزل و عزا رفتم

چند و چون­ها در دلم مُردند

که به سوی بی­ چرا رفتم

شُکر پُر اَشکم نثارت باد

خانه ­ات آباد، ای ویرانی سبز عزیز من

ای زَبَرجَدگون نگین‌ خاتمت بازیچۀ هر باد

تا کجا بردی مرا دیشب

با تو دیشب تا کجا رفتم

شعر نیمایی کوتاه از نیما یوشیج به اسم «قایقی خواهم ساخت»:
قایقی خواهم ساخت

خواهم انداخت بـه آب

دور خواهم شد از این خاک غریب

کـه در آن هیچ کسی نیست کـه در بیشه عشق

قهرمانان را بیدار کند.

قایق از تور تهی

و دل از آروزی مروارید،

همان‌ گونه خواهم راند

نه بـه آبیها دل خواهم بست

نه بـه دریا ـ پریانی کـه سر از آب بدر می‌آرند

و در آن تابش تنهایی ماهی گیران

می‌فشانند فسون از سر گیسوهاشان

هم‌چنان خواهم راند، هم‌چنان خواهم خواند

دور باید شد، دور

مرد آن شهر، اساطیر نداشت

زن آن شهر بـه سرشاری یک خوشه انگور نبود

هیچ آئینه تالاری، سرخوشی‌ها را تکرار نکرد

چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود

دور باید شد، دور

شب سرودش را خواند

نوبت پنجره‌هاست

همچنان خواهم راند، همچنان خواهم خواند

پشت دریاها شهری‌ست

کـه در آن پنجره ها رو بـه تجلی باز اسـت

بام‌ها جای کبوترهایی اسـت، کـه بـه فواره هوش بشری می‌نگرند

دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی اسـت

مردم شهر بـه یک چینه چنان می‌نگرند

کـه بـه یک شعله، بـه یک خواب لطیف

خاک موسیقی احساس تـو را می‌شنود

و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد

پشت دریا شهری‌ست

کـه در آن وسعت خورشید بـه اندازه چشمان سحرخیزان اسـت

شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند

پشت دریاها شهری‌ست

نمونه ای از شعر نیمایی از فروغ فرخزاد: 

“هدیه” 

من از نهایت شب حرف می زنم 
من از نهایت تاریکی 
و از نهایت شب حرف می زنم 

*** 

اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور 
و یک دریچه که از آن 
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم