فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 17 آذر 1402

غروب است و خيالت در افق ها رو به ويراني ست (صالح محمدي امين)

غروب است و خيالت در افق ها رو به ويراني ست (صالح محمدي امين)

غروب است و خيالت در افق ها رو به ويراني ست 
و يعني بي تو امشب يك شب تاريك و باراني ست 
مي انديشم وقتي كه به فكر آسمان بودي
و مي گفتي دلت تنگ يك پرواز روحاني ست
به وقتي كه لباس خاكي ات، بال پريدن بودن
به آنجايي كه بزم روشن مردان عرفاني ست 
مي انديشم چگونه پيكرت در شعله ها شد ذوب
كه پر پر گشتن حلاج ها هم چون تو زيبا نيست 
جهان روزي تو را در خاك و خون گم كرده و امروز 
كنار تربت پاك تو سرگرم گل افشاني ست 
كه گرد غربت از انوار تو – اي ماه، برگيرد 
به باراني كه بعد از رفتنت اين قدر طولاني ست 

شب است و شعرها شكل جديد اشك من هستند 
و شاعر در سكوت خويش لبريز غزل خواني ست…



منبع : كتاب از هشت بهار سرخ/ مجموعه شعر دفاع مقدس استان قم