عطش پا به ماه
باید فرار کرد از این خوابگاه سرخ
از این تب پر از عطش پا به ماه سرخ
از بغض های حامله و طعنه های داس
از طفل مرده در رحم خوابگاه سرخ
از بی نفس شدن به هوای حرام شعر
لرزش گرفت شانه ی بی سر پناه سرخ
از سیب از حریق از این عیش بی خودی
از بوسه های یخ زده ی بی گناه سرخ
دیوارهای هرزه اگر فرصتی دهند
باید گریخت از تب این اشتباه سرخ
پرواز کن به سمت همان اتفاق سبز
هرگز نمان در این قفس راه راه سرخ
در باز شد ،دوباره زنی ریخت روی میز
افتاد از دهان ،غزلی مثل آه ِ سرخ
#زینب_حسامی


