لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 28 بهمن 1404

پایگاه خبری شاعر

طرح دو داستان

داستان نخست
رفاقت گربه با پیرزن
در شهری و در کوچه ای پیرزنی با عفت و نجابت زندگی میکرد سالها پیش شوهرش را از دست داده بود
و با خدمتگزاری در خانه های دیگران ورختشویی زندگی را سپری میکرد روزی از روزها گربه ای برای یافتن غذا به خانه ی آن زن که تازه شوهرش را از دست داده بود
وارد شد اما هر چه گشت کمتر یافت تا اینکه آن زن زحمتکش به گربه گفت ای بینوا خودم چیزی برای خوردن ندارم سپس لقمه نانی برای گربه انداخت
گربه نان را خوردو به خانه ی همسایه که حاجی ی سرشناس و با مکنتی بودرفت گوشت آویزی دید که از سنگینی در حال کنده شدن از تیر خانه بودگربه سیم گوشت آویز پاره کرد و مقداری از گوشت را به خانه ی آن زن برد سالها اینچنین گذشت تا حاجی ی سرشناس با پرتاب کفشی پای گربه را شکست پیرزن به سراغ حاجی ی متمول رفت و گلایه کرد که این گربه صفتش از تو بیشتر بودچرا پایش را شکستی؟……..
داستان دوم
زاهدی اهل دلی برای پاک کردن دل و عبادت به عزلت در خرابه ای رفت
چند ماهی گذشت که حوری وشی به آن رباط خرابه وارد شد
زاهد خود را پنهان کردتا آن زیبا روی برفت
خواب دید که ای زاهد پاداشت چنین نعمتی بود چرا
نعمت خداوند را نخواستی و……

نویسنده : حامدرحمتی

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات