فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 تیر 1403

شماره ٥٦٦: دوست جز دل نمی پذیرد جای

دوسـت جـز دل نمی پـذیرد جـایدر دل بـر کـسـی دگـر مـگـشـایدوست را هیچ جـانخـواهی یافتتــا تــرا در دو کـون بــاشـد جــایدر آن دوسـت را کـه کـلـید تـویی…

دوسـت جـز دل نمی پـذیرد جـایدر دل بـر کـسـی دگـر مـگـشـای
دوست را هیچ جـانخـواهی یافتتــا تــرا در دو کـون بــاشـد جــای
در آن دوسـت را کـه کـلـید تـوییتــا درآیـی زخــویـشــتــن بــدرآی
بــرسـرکـوی آن تــوانـگـر حــسـنسـیر از هر دوعـالـمـسـت گـدای
ازپــی نــان اگــر ســخــن گــویــدهمچـو لقمه زبـان خویش بـخـای
مــلــک دنــیـا بــه اهــل دنــیـا دهکـاه تــســلـیـم کـن بــکـاه ربــای
دســت هـمـت بــرآور ای درویـشخـویـشـتــن را ازیـن وآن بــربــای
هـرکـه از دام غـیـر دانـه بــخــوردمـرغ اوراسـت بـیـضـه گـوهـر زای
تـیره از زنگ حـب جـان ماندسـتدل که آیینه ییست دوست نمای
جـانت گـر در سـماع خـوش گرددچـون شـکـر درنـی ودم انـدر نـای
از ســر وجــد دســت بــرهــم زنزود بــر فــرق آســمــان نـه پــای
حال خود را ز چشم خلق بـپـوشگـنـج داری بـمـفـلـسـان مـنمـای
دست در کار کن که از سر مویینـگــشــایـد گــره بــنــاخــن پــای
هـرکـه بـر خـود در مـراد بـبـسـتدسـت او شد کلید هر دو سـرای
کم سـخـن بـاش سـیف فرغـانیوربـگـویـی بـریـن سـخـن مـفـزای

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج