فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 مرداد 1403

شماره ٥٤٥: گرچه متاع جان بر جانان خطرنداشت

گـرچـه مـتـاع جـان بـر جـانـان خـطـرنداشـتجـان بـاز کـز جـهان دل ازو دوسـتـر نـداشـتعاشق بـدسـت همت خـود در طریق عشقهرچ آن نه دوسـت بـود بـیفگند و بـر…

گـرچـه مـتـاع جـان بـر جـانـان خـطـرنداشـتجـان بـاز کـز جـهان دل ازو دوسـتـر نـداشـت
عاشق بـدسـت همت خـود در طریق عشقهرچ آن نه دوسـت بـود بـیفگند و بـرنداشـت
قـومـی ز عـشـق خــاص نـدارنـد بــهـره یـیخود عامتـر بـگو که کسی زین خـبـر نداشت
خـفـتـه درین نـشـیمـن وز آن اوج مـانـده بـاززیـرا هـمــای هـمــت آن قــوم پــر نــداشــت
هر سـنگـدل کـه او نپـذیرفـت نقـش عـشـقاو قـلـب بـود و لـایـق این سـکـه زر نـداشـت
در آســتــیــن صــدره دولــت نــکــرد دســتهر دامنی که درخـور این جـیب سـر نداشت
عاشق نخـواسـت مال چـو حـرصی درو نبـودجـوکی خـرد مسیح چـو در خـانه خر نداشت
عـاشـق از آب وخـاک نـزاده اسـت ای پـسـرپوشیده نیست بر تو که عیسی پدر نداشت
بـی عشق هرچـه گفت ازو کس نیافت ذوقبــاران نـخــورد از آن صـدف او گـهـر نـداشـت
شعر کسـی چـو خـواندی و حـالت دگر نشدتـیغـش نـبـود تـیز کـه زخـمـش اثـر نـداشـت
آنکس که همچو سیف نخورد آب نیل عشقگر خـاک مصـر شـد قـصـب او شـکر نداشـت

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج