فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 28 تیر 1403

شماره ٥٤٢: گل خوش بوی که پار از بر یار آمده بود

گـل خـوش بـوی کـه پـار از بـر یـار آمـده بـودآمـد امسـال بـرآن شـیوه کـه پـار آمده بـودهـمـچـو هـدهـد بـسـبـا رفـتـه دگـر بـاز آمـدگـل کـه بـلـقـیس سـ…

گـل خـوش بـوی کـه پـار از بـر یـار آمـده بـودآمـد امسـال بـرآن شـیوه کـه پـار آمده بـود
هـمـچـو هـدهـد بـسـبـا رفـتـه دگـر بـاز آمـدگـل کـه بـلـقـیس سـلیمان بـهار آمده بـود
شـطـح حـلاج در اطـراف چـمن بـلبـل گـفـتگـل چـون پـنبـه چـرا بـر سـر دار آمـده بـود
هـرکـجـا چـشـم نـهم گـوش کـنـم بـلـبـل راسخن اینست که گل بهر چه کار آمده بود
بـاغ بـا خـیل گل خـویش چـو شـب بـا انجـمبــتــمــاشــای مــه روی نـگــار آمــده بــود
بـرگ خود همچو درم بـر سر و پـای او ریختگـشـت مـعـلـوم کـه از بـهر نثـار آمـده بـود
عـشـق از بـلـبـل شـوریـده بـبــایـد آمـوخـتکـز پـی شـاهد گـل شـیفـتـه وار آمده بـود
از گـریبـان گـلش دسـت تـعـلق نگـسـسـتبـهـر او پـایـش اگـر بــرسـر خـار آمـده بــود
از پــی یـک گـل صـد بــرگ بــصـد گـونـه نـواهمـچـو من بـلـبـل شـوریده هزار آمده بـود
دوسـت چـون صـورت گل دید بـعشـاق نمودگل صـورت که خـطـش گرد عـذار آمده بـود
گـرد روی چـو گـلـش خـط چـو عـنـبـر گـوییبـر سـر یاسـمن از مشـک غـبـار آمده بـود
حسن در صحبـت آن روی که مه پرتو اوستهمچـو در صحـبـت خورشید نهار آمده بـود
فـارس وهـم بــانـدیـشـه وصـفـش نـرســیـدگـرچـه بـر مرکـب اندیشـه سـوار آمده بـود
بــر درش از اثـر صـحـبــت عـشـاق شـنـاسسـیف فـرغـانی اگـر عـاشـق زار آمده بـود
عاقبت همچو بشر کس شد ونام آور گشتسگ که در خـدمت اصحـاب بـغار آمده بـود

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج