نیست حاجت دیده بـان حسن عتـاب آلود رادور بـاش از خود بـود حسن حجـاب آلود راپـشت این تـیغ سیه تـاب است از دم تـیزتـرکیست بـیند خـیره آن مژگان خـواب آلو…
| نیست حاجت دیده بـان حسن عتـاب آلود را | دور بـاش از خود بـود حسن حجـاب آلود را |
| پـشت این تـیغ سیه تـاب است از دم تـیزتـر | کیست بـیند خـیره آن مژگان خـواب آلود را |
| نوش خـالـص را بـود در چـاشـنی آمـاه نیش | لــذت دیـگــر بــود لــطــف عــتــاب آلــود را |
| در مذاقش شیشه خشک است آب زندگی | هر که بـوسیده است لبهای شراب آلود را |
| می چـکد آب (از) خـط ریحـان آن آتـش عذار | گـر چـه بــاران نـیـسـت ابـر آفـتـاب آلـود را |
| تــن بــه اقـرار گـنـاه کـرده ده، آســوده شـو | چــنـد گـویـی عـذرهـای اضــطـراب آلـود را |
| پـرده غـفـلـت شـود از خـوابـگـاه نـرم بـیـش | کـی کـنـد بـیدار دامـن پـای خـواب آلـود را |
| راه نـاهـمـوار را سـوهـان بــود آهـسـتــگـی | پـا بـه سـنگ آید ز همواری شـتـاب آلود را |
| مـی کـنـد کـوتــه زبــان لـاف را روشــنـدلـی | کــم بــود پــرتــو چــراغ مـاهـتــاب آلــود را |
| دیـده پـاک اسـت صـائب شـرط اربــاب نـظـر | چند بر مصحف نهی دست شراب آلود را؟ |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











