فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 22 تیر 1403

شماره ٤٨٥: ای شکسته لب لعل تو بهای گوهر

ای شـکـسـتـه لـب لعـل تـو بـهای گـوهرپـیش لعـل لب تـو تـیره صـفای گوهرپـرتـو روی تـو بـنـشـانـد چـراغ خـورشـیـدقیمت لعل تو بـشکست بـهای گوهربــرسـر کـ…

ای شـکـسـتـه لـب لعـل تـو بـهای گـوهرپـیش لعـل لب تـو تـیره صـفای گوهر
پـرتـو روی تـو بـنـشـانـد چـراغ خـورشـیـدقیمت لعل تو بـشکست بـهای گوهر
بــرسـر کـوی تـو ازدیـده هـمـی بــارم درای سرکوی تو چون تـاج سزای گوهر
نیست شایسته که درپا وسرت افشانندنیک کـردم نظـری درسـو وپـای گوهر
ای دو عـالم زتـو پـر، روی تـرا در جـهتـیوجـه تـعـیین متـعـذر چـو قفـای گوهر
عـوض وصـل تـو ملک دو جـهان نسـتـانمننهد همـت من سـنگ بـجـای گـوهر
بـهـر نـان بـردر تـو هسـت گـدا بـسـیاریاین منم بـر سـر کوی تـو گدای گوهر
همچوفرهاد که کوه از پـی شیرین میکندتیشه بر سنگ همی زد زبرای گوهر
بـا غم عشق من از ملک جهان شاد نیمهـوس خــاک نــدارم زهـوای گــوهــر
فتـرت عشق کسی حسن تـرا کنم نکندبـاز بـسته بـعرض نیست بقای گوهر
نـثــر در کـرد بــدیـن نـظـم ضــمـیـرم آریدل من هسـت زمهر تـو وعـای گوهر
سیف فرغانی در شعر بـسی ذکر تو کردصـدف در سـخـن گـفـت ثـنای گـوهر

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج