ای شـکـسـتـه لـب لعـل تـو بـهای گـوهرپـیش لعـل لب تـو تـیره صـفای گوهرپـرتـو روی تـو بـنـشـانـد چـراغ خـورشـیـدقیمت لعل تو بـشکست بـهای گوهربــرسـر کـ…
| ای شـکـسـتـه لـب لعـل تـو بـهای گـوهر | پـیش لعـل لب تـو تـیره صـفای گوهر |
| پـرتـو روی تـو بـنـشـانـد چـراغ خـورشـیـد | قیمت لعل تو بـشکست بـهای گوهر |
| بــرسـر کـوی تـو ازدیـده هـمـی بــارم در | ای سرکوی تو چون تـاج سزای گوهر |
| نیست شایسته که درپا وسرت افشانند | نیک کـردم نظـری درسـو وپـای گوهر |
| ای دو عـالم زتـو پـر، روی تـرا در جـهتـی | وجـه تـعـیین متـعـذر چـو قفـای گوهر |
| عـوض وصـل تـو ملک دو جـهان نسـتـانم | ننهد همـت من سـنگ بـجـای گـوهر |
| بـهـر نـان بـردر تـو هسـت گـدا بـسـیاری | این منم بـر سـر کوی تـو گدای گوهر |
| همچوفرهاد که کوه از پـی شیرین میکند | تیشه بر سنگ همی زد زبرای گوهر |
| بـا غم عشق من از ملک جهان شاد نیم | هـوس خــاک نــدارم زهـوای گــوهــر |
| فتـرت عشق کسی حسن تـرا کنم نکند | بـاز بـسته بـعرض نیست بقای گوهر |
| نـثــر در کـرد بــدیـن نـظـم ضــمـیـرم آری | دل من هسـت زمهر تـو وعـای گوهر |
| سیف فرغانی در شعر بـسی ذکر تو کرد | صـدف در سـخـن گـفـت ثـنای گـوهر |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











