فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 22 تیر 1403

شماره ٤١١: دل تندرست گشت چو بیمار عشق شد

دل تـندرسـت گشـت چـو بـیمار عشـق شـدوز خـود بـرست هر که گرفتـار عشق شدخــسـتــه دلـان غـم زپــی دردهـای خـویـشدرمان ازو خـوهند کـه بـیمار عـشـق شـددرخ…

دل تـندرسـت گشـت چـو بـیمار عشـق شـدوز خـود بـرست هر که گرفتـار عشق شد
خــسـتــه دلـان غـم زپــی دردهـای خـویـشدرمان ازو خـوهند کـه بـیمار عـشـق شـد
درخـواب غـفـلـتــنـد هـمـه خــلـق وآن فـقـیـردر گور هم نخـفـت که بـیدار عـشـق شـد
بــا قــیـمـتــی کـه انـســان دارد بــنـیـم جــوخـود را فروخـت هرکه خـریدار عشق شد
چون شوق دوست سلسله در گردنش فگندحـلاج گفت اناالحـق و بـر دار عشق شـد
سـرمـایـه یی کـه مـردم ازآن زر کـنـنـد سـوددرپا فگن که دست تو بی کار عشق شد
چـیزی کـه بـوی دوسـت نـدارد اگـر گـلـسـتخـارسـت نـزد آنکـه بـگـلـزار عـشـق شـد
شــاهـان مـلـک را بــغــلــامـی هـمـی خــردآزاده یـی کـه بــنـده احــرار عـشـق شــد
هـر روز روی دوســت بــبــیـنــد چــو آفــتــابچـشم دلی که روشن از انوار عشق شد
از عـشـق نام لـیلـی و مجـنون بـمـاند سـیفخـرم دلی که مخـزن اسـرار عـشـق شـد

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج