در گـلـسـتـان گـرنـبــاشـد شـاهـد رعـنـای گـلخاک پای تو بـخوش بـویی بـگیرد جای گلشمه یی از بـوی تو پنهانست اندر جیب مشکپـرتـوی از روی تـو پـیداست درسی…
| در گـلـسـتـان گـرنـبــاشـد شـاهـد رعـنـای گـل | خاک پای تو بـخوش بـویی بـگیرد جای گل |
| شمه یی از بـوی تو پنهانست اندر جیب مشک | پـرتـوی از روی تـو پـیداست درسیمای گل |
| نسـبـت رویت بـگل کردند مسـکین شاد گشت | زین قبـل از خنده می ناید بـهم لبـهای گل |
| زیـبــد ارگـل عـالـم آرایـی کـنـد هـمـچـون بـهـار | کـز رخ تـو پـشـت دارد روی شـهر آرای گل |
| قالب گل راز حـسـن روی خـود خـالی بـبـخـش | ورنه بـی مـعـنی نمـاید صـورت زیبـای گـل |
| دربـــهــار ای شــاه بــی یــرلــیــغ قــاآن رخــت | همچـو آل لاله کی رنگین شود تـمغای گل |
| حـسـن رویت کـرد انـدر صـفـحـهـای گـل عـمـل | همچو اوراق کتـب پـر علم شد اجـزای گل |
| زآرزوی قــد وخـــد تـــو نــشــســت و اوفــتـــاد | لـالـه انـدر زیـر سـرو وژالـه بــر بــالـای گـل |
| ماه یا خـور کـی شـود درخـوب رویی همچـو تـو | خار هرگز چون بـود در نیکویی همتـای گل |
| بــا وجـود تـو کـه از تـو گـل خـجـل بـاشـد بـبـاغ | خـود کرا سودای بـاغسـت وکرا پـروای گل |
| کـار تـو داری که بـا بـخـت جـوان (و) حـسـن نو | بـعـد یک مـه پـیـر گـردد دولـت بـرنـای گـل |
| من چـو مجـنون دورم از لـیلی خـود واندر چـمن | وامق بـلبـل شـده هم صحـبـت عذرای گل |
| سیف فرغانی بماند اندر سرت سودای دوست | بلبلان را کی شود بیرون زسر سودای گل |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











