فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 تیر 1403

شماره ٣٧٨: روزی آن روی چو خورشید وبر و خال چوشب

روزی آن روی چو خورشید وبر و خال چوشبدیدم و عـشـق مرابـاتـو همین بـود سـبـبزین پـس از پـیش تـو کـوتـه نکـنم دسـت نیاززین پـس از کوی تو بـیرون ننهم پـای…

روزی آن روی چو خورشید وبر و خال چوشبدیدم و عـشـق مرابـاتـو همین بـود سـبـب
زین پـس از پـیش تـو کـوتـه نکـنم دسـت نیاززین پـس از کوی تو بـیرون ننهم پـای طلب
گـوشـه یـی از سـر کـوی تـو قـصـور فـردوسنـیـمـه یـی از مـه روی تـو هـلـال غـبــغـب
دیـــدن تــــو بــــبــــرد قـــاعــــده غــــم ازدلبــوسـه تــو بــنـهـد خـاصـیـت جـان در لـب
در دهـان گـیـر لـب خـویـش دمـی تـا بــیـنـیذوق صد تنگ شکر جمع شده در دور طب
روی تـو بـا خط مشکین تو می دانی چیستآفتـابـیست (و) بـر (هر) طرفش نیمه شب
بـر سرم عشق تـو مالید شبـی دست قبـولدر دلـم مـطـرب انـدوه تــو زد چــنـگ طـرب
در جـهان دلم ای تـرک سـیه چـشم گذشـتغــارت هـنـدوی زلـف تــو زیـغــمـای عــرب
ســیـف فـرغـانـی در حــضــرت جــانـان دایـمخـامشی غیر ادب دان وسـخـن تـرک ادب

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج