فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ٣٥٠: ترا بصحبت ما سر (فر) ونمی آید

تـرا بـصـحـبـت ما سـر (فـر) ونمی آیدزبـنده شرم چـه داری بـگو نمی آیدبـدور حسن تـو بـیرون عاشقی کاریبـیـازمـوده ام از مـن نـکـو نـمـی آیددلم بـروی تـو …

تـرا بـصـحـبـت ما سـر (فـر) ونمی آیدزبـنده شرم چـه داری بـگو نمی آید
بـدور حسن تـو بـیرون عاشقی کاریبـیـازمـوده ام از مـن نـکـو نـمـی آید
دلم بـروی تـو هرگـز نمی کـند نظـریکه تـیر غمزه شـوخـت بـرو نمی آید
همـی خـورنـد غـمـم آشـنـاو بـیگـانـهکـه چـون بـنزد تـوآن ماه رو نمی آید
ترازوییست درو سنگ خویشتن داریچنانکه جـز بـزرش سر فرو نمی آید
قـرارداد کـه آیـم بــدیـدن تــو شــبــیکـنون قـرار زمـن رفـت و او نمـی آید
دلم وصال تـو میخواهد اینچنین دولتبـصـبـر یافـت تـوان واین ازو نمی آید
نبـود بـا تـو مـرا عـشـق روزگـاری ازآنبـــروزگــار تـــغــیــر درو نــمــی آیــد
چـرا نمی کند اندیشه سـیف فرغانیکه هیچ حاصل ازین گفتگو نمی آید

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج