فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 تیر 1403

شماره ٣٢٧: دیدن روی تو را محرم نباشد چشم ما

دیـدن روی تــو را مـحــرم نـبــاشـد چــشـم مـادیـده از جـان سـاخـت بــایـد دیـدن روی تــرااز رخ و روی تـو رنـگـی تـابــنـاک آمـد بــچـشـموز سـر زلـف ت…

دیـدن روی تــو را مـحــرم نـبــاشـد چــشـم مـادیـده از جـان سـاخـت بــایـد دیـدن روی تــرا
از رخ و روی تـو رنـگـی تـابــنـاک آمـد بــچـشـموز سـر زلـف تـو بـویی سـر بـمـهـر آمـد بـمـا
گــر بــیـاد روی گــلــرنـگ تــو درخــاکــم نـهـنـدتـا بـحـشـر از تـربـت من لـاله گـون روید گـیا
نـان لـطـف ای شـاه در زنـبـیـل فـقـرم ار نـهـیهمچو من درویش شد چون تـو توانگر را گدا
گوهر عشـقت که جـان بـی دلانش معدنسـتقـلـب مـا را آنچـنـان آمـد کـه مـس را کـیمـیا
از هوای تـو هرآنـکـس را کـه در دل ذره ییسـتروز و شب گو همچو ذره چرخ می زن درهوا
از صــف مــردان راه عــشــق تــو هـر دم کــنـددفـع تـیـر حـادثـه هـمـچـون سـپـر تـیغ قـضـا
عشقت از شیطان کند انسـان واز انسان ملکآدمـی از پــشـم قـالـی سـازد از نـی بــوریـا
بـر سـر کویت چـو عاشق پـای دار دامن کشـددست او اورا چنان بـاشد که موسی را عصا
جای عاشق در دو عالم هیچ کس نارد بـدستکندران عالم که پـای اوست آنجـا نیست جا
همچو عاشق را توجه در دو عالم سوی تسترو بـدرگـاه سـلـیـمـان کـرد هـدهـد از سـبــا
سـیف فرغانی بـرین در عذر گو حـاجـت بـخـواهنزد او هم عذر مقبـولسـت وهم حـاجـت روا
بـا بـت اندر کعبـه نتـوان رفت وبـا سگ در حـرمبــر در جـانـان اگـر از خـویـشـتـن رفـتـی بـیـا
سـیف فـرغـانـی چـو غـایـب گـردد از درگـاه تـوذره را بــا مـهـر کـی بــاشـد دگـر بـار الـتـقـا

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج