فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ٣٢٥: بمهر و مه نگرم بی تو هر زمان چه کنم

بمهر و مه نگرم بی تو هر زمان چه کنمشـکـسـتـم آرزوی خـود بـاین و آن چـه کنمدرون پـرده مـرا چـون نمـی دهی راهیچو پـرده بـر در و چون در بـر آستان چه کنما…

بمهر و مه نگرم بی تو هر زمان چه کنمشـکـسـتـم آرزوی خـود بـاین و آن چـه کنم
درون پـرده مـرا چـون نمـی دهی راهیچو پـرده بـر در و چون در بـر آستان چه کنم
اگــر مــیــان تــو و دل فــتــاد پــیـونــدیکنون تو دانی و دل، من درین میان چه کنم
حـرام دارم جـز غـصـه تـو هر چـه خـورمگــنـاه دانـم جــز کــار تــو هـرآن چــه کــنـم
مـرا هـزار زبـان بـاید ارنـه مـعـلـومـسـتکه من بـوصـف جـمالت بـیک زبـان چـه کنم
بـصبـر عشق تـو گفتـم بـپـوشم از اغیارچـو رنگ روی بـگـوید، مـنش نهان چـه کـنم
بـتـرک شـهر و وطـن گفتـم و تـوانسـتـمبـتـرک کوی تـو گفـتـن نمی تـوان، چـه کنم
سـزد اگر نکشـد بـی خـاطرم بـبـهشـتکه عندلیبـم و بـی گل بـبـوسـتـان چـه کنم
بـهار آمـد و مـردم بـه گـلـسـتـان رفـتـندمـرا کـه روی تـو بـاید بـگـلـسـتـان چـه کـنم
اگـر بــرای لـبــت جـان فـدا کـنـم شـایـدچـو آن لب آب حـیات منست جـان چـه کنم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج