فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 28 تیر 1403

شماره ٣٢٣: پیغام روی تو چو ببردند ماه (را)

پــیـغـام روی تــو چــو بــبــردنـد مـاه (را)مـه گـفـت مـن رعـیـتـم آن پــادشـاه راخالت محیط مرکز لطفست و روشنستکـین نـقـطـه نـیسـت دایره روی مـاه راب…

پــیـغـام روی تــو چــو بــبــردنـد مـاه (را)مـه گـفـت مـن رعـیـتـم آن پــادشـاه را
خالت محیط مرکز لطفست و روشنستکـین نـقـطـه نـیسـت دایره روی مـاه را
بـهـر سـپـیـد رویی حـسـنـت نـهـاده انـدبــر روی لـالـه رنـگ تــو خــال سـیـاه را
دسـتـارم از سـرم بــقـدم درفـتـد چـو تـوبـر فرق راست کژ نهی ای جان کلاه را
خـورشـید روی روشـن تـو همچـو آفتـاببـشکست پشت این مه انجم سپـاه را
در گلشن جمال تـو روی تـو آن گل استکز عـکس خـود چـو لاله کند هر گیاه را
در عـهد خـوبـی تـو جـوانـانـه مـی خـوردآن زاهـدی کــه پــیـر بــود خــانــقــاه را
از عـشـقـت آه مـی نکـنم زآنکـه در دلـمشوق تو آتشیست که می سوزد آه را
فردا که اهل حـشر بـخوانند حـرف حـرفایــن روزنــامــه بــمــعــاصــی تــبــاه را
ما را چـه غـم که از قبـل عـاشـقان خـودروی تــو عــذر گــفــت هـزاران گـنـاه را
گـر چـاکـر تـو (را؟) بـغـلـامی کـند قـبـولبـنـده کـنـم هزار چـو سـلـجـوقـشـاه را
بـا عـاشـق تـو خـلـق درآفـاق گـو مبـاشچـون دانه حـاصـلسـت نخـواهیم کاه را
سـیف از پـی رضـای تـو گـویـد ثـنـای تـوپــاداش از تــو بــد نـبــود نـیـکــخــواه را
بـیـچـاره هـیـچ سـود نـدارد زشـعـر خـودازآب خـویش فـایده یی نـیسـت چـاه را
ای دیـده ور نـظــر بــرخ دیـگــری مــکــن(آن روی بین که حسن بـپوشید ماه را)

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج