فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 تیر 1403

شماره ٢٣٠: شبی از مجلس مستان برآمد ناله چنگش

شـبـی از مجـلس مسـتـان بـرآمد ناله چـنگشرسـد از غـایـت تـیـزی بــگـوش زهـره آهـنـگـشچـو بـشنودم سماع او، نگردد کم نخـواهد شدز چـشـمم ژاله اشـک و ز گـو…

شـبـی از مجـلس مسـتـان بـرآمد ناله چـنگشرسـد از غـایـت تـیـزی بــگـوش زهـره آهـنـگـش
چـو بـشنودم سماع او، نگردد کم نخـواهد شدز چـشـمم ژاله اشـک و ز گـوشـم ناله چـنگـش
چـگونه گلسـتـان گوید کسـی آن دلسـتـانی راکه گل بـا رنگ و بوی خود نموداریست از رنگش
لب شـیرین آن دلبـر در آغشـتـه اسـت پـنداریبآب چـشـمـه حـیوان شـکـر در پـسـتـه تـنـگـش
کـفـی از خـاک پـای او بـدسـت پـادشـا نـدهـموگر چون (من) گدایی را دهد گوهر بهمسنگش
مشهر کردمی خود را چو شعر خویش در عالمبــنـام عـاشــقـی او گـر از مـن نـامـدی نـنـگـش
فـغـان از سـیف فـرغـانی بـرآمـد ناگـهان گـوییبـگـوش عـاشـقـان آمد سـحـرگـه نالـه چـنگـش

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج