لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 23 بهمن 1404

پایگاه خبری شاعر

شاهد نشسته بود پشت پنجره ی بسته روی صندلیِ قرمزِ لقی که صدای جیر جیر پایه هایش خواب شیشه ها را سخت می آشفت و موهایش را می بافت موج به موج، شانه به شانه ی نسیمی که هرگز نمی وزید در اتاق های بی روزن قصری تاریک و سرد که برای بدن نحیفش زندانی بود با دیوارهای آبی _بدون آب…
طوفان شد.
شاهد ایستاده بود روی نردبان چوبی لقی که از ترک های دیوار می گذشت و سقف خیالش را تا زمین پایین می آورد آن قدر که در گوشش نجوا کند: بیا… بیا… بیا برویم! _ و رفتن همیشه ماهیتش سرد است و سرما هم عجیب بد می سوزاند… تب تند بود و پاشویه جواب نمی داد و شاهد هذیان می گفت خط های متنافر، گلوله های درد، مسیر مبهم… حرف هایی که حفره های خالی متن زندگی اش را به آینه نشان می داد…
زلزله شد.
شاهد خوابیده بود روی تکه های شیشه ی شکسته. هزار تکه هزار آینه. تمام ترک ها. تمام شکاف ها… یک ویرانی کامل… اما به جای پنجره ی بسته، نسیم بود و به جای دیوارهای آبی، آب…. آبی که در جزر طلایی موهای ماه را می بافت… شاهد نشسته بود روی صندلیِ قرمزِ لقی که با موسیقی دریا تکان می خورد و مرغ های دریایی در خواب عجیبش پرواز می کردند…

نویسنده : فریبا نوری

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات