این حریفان همه هرجایی و پستند و تو نه کم ز پتیاره و پتیاره پرستند و تو نه این گدایان به تمنّای جُوی سیم ِ تنم چون چنار از سر خواهش همه دستند و تو نه چ…
این حریفان همه هرجایی و پستند و تو نه کم ز پتیاره و پتیاره پرستند و تو نه این گدایان به تمنّای جُوی سیم ِ تنم چون چنار از سر خواهش همه دستند و تو نه چون سپیدار ِ رَزآویخته، این بی ثمران خویشتن را ثمر عاریه بستند و تو نه از تنم فرش هوس بافته خواهند و به عهد رشته صد مرحله بستند و گسستند و تو نه جرعه نوشان قلندروَش سرگردانند، یک شب از صَد خُم و صد خُمکده مستند و تو نه دامن هر که گذشت از برِ شان، بگرفتند گل خارند و به هر دشت نشستند و تو نه ماه ِ افتاده در آبند و سراپا به دروغ؛ رونق خویش به یک موج شکستند و تو نه لیک با این همه صد حیف که در بیماری گِردِ بالین من اینان همه هستند و تو نه.
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











