فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 تیر 1403

سپيده ير نزده است آي بي نشانه بور(محمود صفار زاده)

سپيده ير نزده است آي بي نشانه بور(محمود صفار زاده)

عنوان : مثنوي« بي نشانه»
شاعر   : محمود صفار زاده

سپيده ير نزده است آي بي نشانه بور
به انتهاي شب خسته عاشقانه برو
به لحظه لحظه ي شب از نگاه شعله ورت
هزار شعر پريشان شكفته بي خبرت
تو عاشقانه به عزمي سترگ مي آيي
تو از تبار سحر خيز گرگ مي آيي
سحر به نام سيه پوش مرگ آمده اي
پر از تنور عطشناك خشم مي آيي
به لحظه لحظه ي شب جمله چشم مي آيي
تو از قبيله ي سرخ ستيز آمده اي
تو ار كرانه ي مردان خيز آمده اي
به بوي حادثه گويا پر آشنا شده اي
تني به خاك سپردي و خود رها شده اي
زگامهاي بلندت كرانه رهگذر است
به جاي دست تو گويا هزار بال و پر است
تو مست و ملتهاب از جان شب پريشاني
سرود سخت شهادت زدي به پيشاني
زپهن دشت تباهي پياده مي گذري
سفر بخير برادر كه گاه بيداريست
به دشت، خون نجيب سوارها جاري ست
زجاده ميگذري چون سلام ما برسان
رهاست عزم بلندت ز بيشه ي پولاد
سفر بخير برادر كه ميروي چون باد 

منبع : از حنجره ي كارون، مجموعه شعر دفاع مقدس شاعران استان خوزستانبه كوشش بهمن ساكي