فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

سخن در باب چشمت

بهناز علیزاده

بسی راندم سخن در باب چشمت،
بگردم گِرد آن گرداب چشمت،
تو در بحر نگاهت غرق، من کن،
بیابم گوهر نایاب چشمت،

دلم زنجیر بر قلاب چشمت،
نخوابد از تب و از تاب چشمت،
شبم گردد چراغان تا قیامت،
شبی برهم زنم گرخواب چشمت،

الهی من فدای چشم مستت،
که بردی دل زچون من ناز شستت،
چه کردی با دل وحشی تبارم،؟
که رام افتاده او اکنون به دستت،

زبان بر بندم و چیزی نگویم ،
ز تو غیر از نشان عشق نجویم،
چگونه سر دهم بانک صبوری،؟
که من آتش پَرم پروانه خویم،

برو دیگر نمی خواهم ترا من،
گرفتم دل زتو ای بی وفا من،
برو دیگر نمی خواهم،نخواستم،
همین خوبه،خیال تو ،خدا ،من،

بهناز علی زاده ( کیمیا) آلمان

بخش دو بیتی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: سایت شعر ایران