فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 تیر 1403

در توحید

دســت او، طــوق گــردن جــانـتســـر بـــرآورده از گـــریــبـــانـــتبــه تــونـزدیـکــتــر ز حــبــل وریـدتــو در افـتــاده در ضــلـال بــعـیـدچـند گر…

دســت او، طــوق گــردن جــانـتســـر بـــرآورده از گـــریــبـــانـــت
بــه تــونـزدیـکــتــر ز حــبــل وریـدتــو در افـتــاده در ضــلـال بــعـیـد
چـند گردی بـه گرد هر سـر کـویدرد خــود را دوا، هـم از او جــوی
«لا» نهنگی اسـت، کاینات آشـامعرش تا فرش در کشیده بـه کام
هـر کـجـا کـرده آن نـهـنـگ آهنـگاز من و ما نه بوی ماند و نه رنگ
نــقــطــه ای زیــن دوایــر پـــرگــارنـیـسـت بـیـرون ز دور ایـن پـرگـار
چه مرکب در این فضا، چه بـسیطهست حکم فنا، بـه جمله محیط
بـلکه مقراض قهرمان حـق اسـتقـاطـع وصـل کـلـمان حـق اسـت
هندوی نفس راست غل دو شاختــنــگ کــرده بــرو جــهـان فــراخ
دارد از «لـــا» فـــروغ، نـــور قـــدمگرچـه «لا» داشت، تـیرگی عدم
چـون کند «لا» بـساط کثـرت طیدهـد «الـا» ز جــام وحـدت، مـی

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج