فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 30 خرداد 1403

خيزاب پر تلاطم دريا ها، اي از تبار صاعقه و تندر!( جليل دشتي مطلق)

خيزاب پر تلاطم دريا ها، اي از تبار صاعقه و تندر!( جليل دشتي مطلق)

عنوان : از تبار صاعقه و تندر
شاعر : جليل دشتي مطلق

خيزاب پر تلاطم دريا ها، اي از تبار صاعقه و تندر!
توفان وزيد غربت نامت را ،آن شب ميان آتش و خاكستر
آن شد كه باد مرثي مي ناليد، ناگاه شعله شعله دلم باريد
از چشم پرپرفتۀ باران زا، در سوگ مصحفي كه شده پرپر
آن شب دل شكستۀ غم نوشتم،از كوچه هاي گريه گذر دادم
اي كاش كور مي شدم آن شب كور، ديدم سرش جدا شده از پيكر
پيكر نگو كه تكه اي از خورشيد، بر نيزه ماه بود كه مي تابيد
بر دشت خون گرفته و تفتيده، بر روزگار سرد شب سنگر
من مانده ام و داغ صنوبرها، در متن بي خيالي عابرها
فرصت كجاست تا شكفد امشب، بر شانه هاي يخ زده بال و پر
مردم كجاست غيرت ديرينه ،ايمان فداي سفرۀ رنگين شد!
پاسخ چه مي دهيم هلا مردم! در پاي عدل محكمه در محشر!
در وسعت گناه و فريب اينك، شيادها به فكر زراندوزي
بايد كه طرح تازه در اندازيم، در اين زمانۀ بد افسونگر

منبع : مجموعه شعر مقاومت استان بوشهر /به كوشش حيدر منصوري