زندگانی را بیا معنا کنیم
در تقابل ها گلی اهداء کنیم
موم باشیم در مصاف شیشه ها
هیس! خوابند شیشه ها، لالا کنیم
بگذریم از فصل فصل تفرقه
دست های حیله را افشاء کنیم
بشکنیم دیواره های سرد را
باهمی را نقش در فردا کنیم
من یقین دارم خدا هم می رسد
دست ها را اندکی بالا کنیم
رو بیاریم اندکی در کودکی
دفتر هامان پر از بابا کنیم
تا نلرزد کودکی از جنس کار
دست های ناز او را ها کنیم
سم پاشیدند به گندم زار ها
چاره ای بر این مترسک ها کنیم
طرح دوستی در قبالِ شیشه ها
تا نبردارند ترک، برجا کنیم
ما شکوهمندیم باور کن عزیز!
هرکجا بشکست دل، احیا کنیم
ساده گیریم زندگانی را ولی
قامت بد کینه ها را تا کنیم
آنقدر تکرار گوئيم عشق را
تا که مجنون را پر از لیلا کنیم
در تقابل ها گلی اهداء کنیم
موم باشیم در مصاف شیشه ها
هیس! خوابند شیشه ها، لالا کنیم
بگذریم از فصل فصل تفرقه
دست های حیله را افشاء کنیم
بشکنیم دیواره های سرد را
باهمی را نقش در فردا کنیم
من یقین دارم خدا هم می رسد
دست ها را اندکی بالا کنیم
رو بیاریم اندکی در کودکی
دفتر هامان پر از بابا کنیم
تا نلرزد کودکی از جنس کار
دست های ناز او را ها کنیم
سم پاشیدند به گندم زار ها
چاره ای بر این مترسک ها کنیم
طرح دوستی در قبالِ شیشه ها
تا نبردارند ترک، برجا کنیم
ما شکوهمندیم باور کن عزیز!
هرکجا بشکست دل، احیا کنیم
ساده گیریم زندگانی را ولی
قامت بد کینه ها را تا کنیم
آنقدر تکرار گوئيم عشق را
تا که مجنون را پر از لیلا کنیم
شاعر حامد سیرت
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











