با تو آسان میروم
با تو آسان میروم
مقصدم را با تو آسان میروم
با تو گویی در گلستان میروم
زندگی را چون گلستان بودهای
من به راهش بس گل افشان میروم
از گلستان چون نشانها در تو هست
در کنارت باغ و بستان میروم
بی خزان همچون بهاری دلنشین
با تو من سوی بهاران میروم
زیر مهتاب با نوای مرغ شب
من خرامان زیر باران میروم
گفته بودم این سرم سامان نداشت
با همان سر سوی سامان میروم
درد کجا دارد به جانم اعتبار
چون طبیبی را به درمان میروم
بس امید بستم به دست گرم تو
پس کجا در دست حرمان میروم
جان تویی جانان و میزبانم تویی
من به مهمانی جانان میروم
تا که وی دارد به فریادش نظر
آتشش با سر فروزان میروم


