فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 تیر 1403

باري پس از سلام و باز امسال، ما حجله تو سبز به پا كرديم(منصوره حكمت شعار)

باري پس از سلام و باز امسال، ما حجله تو سبز به پا كرديم(منصوره حكمت شعار)

عنوان : نامه
شاعر : منصوره حكمت شعار

باري پس از سلام و باز امسال، ما حجله تو سبز به پا كرديم
ماه حسين هم علمي نذر ، چاووش خوان كرب و بلا كرديم
داداش اكبر آن همه مي گفتي ، يك جين فشنگ داري و يك بر نو 
آن قدركبك آمده بود اين برف، آن قدر صبر و حوصله ما كرديم
يادت مياد تير و كمانت را،آ ن ظهر آفتاب – پلنگي كه 
چشم دوتا قرابۀ بي بي را، نذر دو قلوه سنگ سيا كرديم 
طعم حرام لنگۀ دمپايي، من كه هنوز سوزش دردش را
حس مي كنم به روي مچ پايم، اما چقدر خنده خفا كرديم 
بي بي حنا نهاده به موهايش ، پاهايش ديگر از رمق افتاده 
رفتيم امامزاده شب جمعه ، يك شمع پاره نذر و دعا كرديم
اين ستاره گفت كه بنويسم : داداش جان سلام براي من-
يك قلك بزرگ بخر آن را،مادر شكست …رفع قضا كرديم 
مادرت برات دختر خاتون را، انگار با پياده طلب كرده 
اصلاً به فكر نيست كه ما يك شخم ، نصف زمين شان به كرا كرديم
هان راستي هنوز به يادت هست، گوساله را چگونه بريد از شير 
صبحي به شير شازده فلفل زد، گوساله را من و تو رها كرديم
ديگر نه هيچ بع بع بزغاله،، نه هي هي صبور رسيدن هات
امسال باز آغل مان خالي است، تنها به نان تابه رضا كرديم
داداش جان تو را به علي برگرد، مادر شكسته شد كمرش از غم
از بس كه پشت شيشه زدي لبخند، از بس به قاب عكس تو ها كرديم 

منبع : مجموعه شعر مقاومت استان بوشهر /به كوشش حيدر منصوري