فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 7 اسفند 1402

مهدیه رشیدی

تصویر تست
مهدیه رشیدی متولد بابل ساکن تهران کارشناس ارشد حقوق عمومی از دانشگاه شهید بهشتیبرگزیده المپیادهای ادبی دانش آموزی ۸۶_۸۵شاعر برگزیده سومین جشنواره انجمن شاعران جوان زمستان ۹۳_شاعر برگزیده دانشگاه شهید بهشتی در جشنواره شعر انقلاب دی ۹۴شاعر برگزیده پنجمین جشنواره سراسری شعر پستو دانشگاه علم و صنعت خرداد ۹۶شاعر برگزیده جشنواره سراسری کرشمه (  مجموعه شاعران بی کتاب) پاییز و زمستان ۹۶شاعر برگزیده پایگاه نقد شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان بهمن ۹۶نگارش پایان نامه با عنوان رابطه حکومت و مردم در آثار سعدی شهریور ۹۶1

اومدی زیر ابر با چترت
نون و آب و پدر بهت میداد
تو کتابا چقدر خوشحالی
زیر بارونِ جنگلی، دلشاد

صورت خیستو کسی نشنید
درد داری از این کری، کوری
تو کتابا کسی شبیهت نیست
نه کِلِر ، نه دلِا ، مِری کوری

حیف، کبری یه قصه ی تلخه
حیف، تصمیمشو نمیفهمن
مردمی که کتابو می بندن
مردمی که تو رو نمیفهمن

قصد داری خدا رو زنده کنی
قصد داری ببینی و هربار
خونه تاریکه، شهر تاریکه
قصد داری ولی هوای تار…

خسته ای، آدم آهنی خسته ست
گریه کردی ولی نفهمیدن
“شاد باشی عروسک زیبا”
کوک میشی برای رقصیدن

با کتابای لالِ تو گنجه
چند قرنه که با همه قهری
آینه میگه کتابِ تاریخی
یادمانِ خرابه ی شهری

از یه جایی به بعد میفهمی
توی تقویم تو بهاری نیست
رفتنت مثه رفتن اسفند
هیچ تکرار ناگواری نیست
#مهدیه_رشیدی

2
فاطمی تا دمشق باریدن
برگ پاتولوژیت تو دستام
دکترا بوی مرگ می دادن
شهر و بویِ وداع با بابام

تو شکستی که من شکسته بشم
ریشتر ریشتر، خرابه بشم
منو تاریخ می بره به سفر
دیِ هشتاد و دو، حوالیِ بم

پشتِ کوهِ تو زندگی کردم
اونورِ کوه، باد و بارونه
منو یک عمر، غم نفهمیدن
تو و یک عمر، بارِ روشونه

قصه یِ چال کردنِ یک کوه
تو از این کوه بودنت سیری
قبل از این که عصای تو باشم
داری از پیش من کجا میری؟

خواب دیدم کنار من بودی
خواب دیدم کنارِ یک دریام
منو باید ببخشی از این که
رودبار و بم و بوئین زهرام

سفرت خوش عزیز دردونه
روی دوشم همیشه تابوته
تو شدی و یوسف و پری پیشت
من شدم دختری که فرتوته

گرچه رو شونه هام تابوته
قول می دم دوباره تازه بشم
قول می دم که ارگ بم شم باز
قول می دم ولی نمی تونم