فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 7 اسفند 1402

مرضیه رزازی بروجنی

تصویر تست
مرضیه رزازی بروجنی متولد سال 1371 در شهرستان بروجن است . وي هم اکنون در دانشگاه علوم پزشکي يزد مشغول به تحصيل مي باشد . وي چند سال اخير را بصورت مستمر و جدي در سرودن غزل فعاليت نموده است . استفاده از ترکيبات و موضوعات تازه و بکر از ويژگي هاي مختص اشعار اوست . وي با عضويت در انجمن هاي ادبي شهرستان بروجن توانسته است در زمينه سرودن غزل نيمه مدرن حرف هاي زيادي براي گفتن داشته باشد . نگاه منتقدانه وي به موضوعات و معضلات اجتماعي امتيازعظيمي است که در لايه هاي شعر او نهفته است . رزازي با سلاح نقد به مبارزه ي با محدوديت ها و بزهکاري هاي جامعه خود مي پردازد . آرمان شهر غزل هاي او سرزميني بدون فقر و تن فروشي است . سرزميني که آزادي براحتي در آن نفس کشيده مي شود . در ميان انبوه شاعران عاشقانه سراي پيرامون ؛ وجود وي بي شک موهبتي بزرگ است که اجتماع رو به زوال امروز بيش از هر چيز نياز به انديشه هاي روشنگر و عصيانجو دارد .

میخواهم از این ثانیه هیزم بفروشم
تر را به شما,خشک به مردم بفروشم

وقتی که به جای دلتان سنگ نشسته است

بهتر که به بیگانه تفاهم بفروشم

آسوده شدنهای مرا چاره عدم نیست

باید که به هر موج تلاطم بفروشم

از روی لب دختر نه ساله ی تنها

بغضی بخرم جاش تبسم بفروشم

یک کلبه ی زیبا وسط شهر بسازم

رنگش بزنم تا به عمو تم بفروشم

اینجا همه مردم به ریا گرم و چه سرداند

باید که از این ثانیه هیزم بفروشم

2

امروز روی زرد زن بیمار میزد

بیچاره سر بر سختی دیوار میزد

دیشب تن زن را زبان نیش دارش

با طعنه های تازه مثل مار میزد

رقص نسیم و موج پرده,عکس یک مرد

دیدم که او زن را…ولی انگار میزد

یادش بخیر آن روزها,دیوانگی,زن

اطراف آزادی میدان تار میزد

یک دار بی قالی و زن یک نقشه در سر

نقش خودش را روی قالی دار میزد

3
زن با شروع بارش باران نفس کشید

آری دوباره این تن بی جان نفس کشید

سنگینی سیاه تنش روی جاده بود

آن را بغل گرفت و خیابان نفس کشید

آزادی گرفته شده تار بسته بود

فریاد زد دوباره و میدان نفس کشید

بازار مثل کودک بی غصه ذوق کرد

بازار زیر قیمت ارزان نفس کشید

مردی بلند قهقهه زد در جنوب شهر

وقتی میان سفره ی او نان نفس کشید

یک رفته گر به روی زمین گرد و خاک کرد

یک گربه سرفه کرد و ایران نفس کشید