فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 11 اسفند 1402

حریفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از می

حریفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از میمن از بادام ساقی مست و مستان مست خواب از میچــنـان کـز ابــر نـیـســانـی نـشـیـنـد ژالـه بــر لـالـهســمـن عـ…

حریفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از میمن از بادام ساقی مست و مستان مست خواب از می
چــنـان کـز ابــر نـیـســانـی نـشـیـنـد ژالـه بــر لـالـهســمـن عــارض پــدیـد آیـد ز گـلـبــرگــش گـلـاب از مـی
تـنش تـابـنده در دیبـا چـو مـی در سـاغـر از صـفـوترخـش رخـشـنـده در بــرقـع چـو آتــش در نـقـاب از مـی
شـب تـاری تـو پـنداری که خـور سـر بـرزد از مشرقکـــه روشـــن بـــاز مــی دانــد فـــروغ آفـــتـــاب از مــی
تـرا گفتـم که چون مستـم ز من تـخفیف کن جـامیچـه تـلخـم می دهی سـاقی بـدین تـیزی جـواب از می
بـسـاز ای بـلبـل خـوشـخـوان نوائی کـان مه مطـربچـنان مـسـتـسـت کـز مـسـتـی نمـی داند ربـاب از می
چـو گل سلطان بـستـانست بـلبـل سر مپـیچ از گلچــو مـی آئیـنـه جــانـســت خــواجــو رخ مـتــاب از مـی
بــبــنـد ای خــادم ایـوان در خــلـوتــســرا کـامـشـبحـریفـان مسـت و مـدهوشـند و شـادروان خـراب از می

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج