فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 11 اسفند 1402

ای که بر دیده صاحب نظران می گذری

ای کـه بـر دیده صـاحـب نظـران مـی گـذریپـرده بـردار کـه تـا خـلـق بـبـینـنـد پـریمی روی فارغ و خلقی نگران از پس و پیشتا تو یک ره ز سر لطف در ایشان نگر…

ای کـه بـر دیده صـاحـب نظـران مـی گـذریپـرده بـردار کـه تـا خـلـق بـبـینـنـد پـری
می روی فارغ و خلقی نگران از پس و پیشتا تو یک ره ز سر لطف در ایشان نگری
همه شـب منتـظـر موکـب صـبـحـم کـه مـرابـوی زلـف تـو دهد نکـهت بـاد سـحـری
بــامـدادان کـه صـبــا حــلـه خــضـرا پــوشـدنوعـروسـان چـمن را بـگـه جـلـوه گـری
ایـن طـراوت کـه تــو داری چــو بــگـلـزار آئیگـل رویـت بــبــرد رونـق گـلـبـرگ طـری
در کـمـالـیـت حـسـنـت نـرسـد درک عـقـولهر چه در خاطرم آید تـو از آن خوبـتـری
وه کـه گـر پـرده بـرانـدازی و زیـن پـرده زنـیپــرده راز مــعــمــای جــهــان را بــدری
ور بــدیـن شـکـل و شـمـایـل بـدر آئی روزینه دل من کـه دل خـلق جـهانی بـبـری
خـون خـواجـوست بـتـاریخـتـه بـر خـاک درتتـا بـدانـی کـه دگـر بــاره بـعـزت گـذری

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج