فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 7 اسفند 1402

ای سر زلف تو درحلقه و تاب افتاده

ای ســر زلـف تــو درحــلـقـه و تــاب افـتــادهچـنـبــر جـعـد تــو از عـنـبــر نـاب افـتــادهبــی نـمـکـدان عــقـیـق لـب شــور انـگـیـزتآتــشــی در دل …

ای ســر زلـف تــو درحــلـقـه و تــاب افـتــادهچـنـبــر جـعـد تــو از عـنـبــر نـاب افـتــاده
بــی نـمـکـدان عــقـیـق لـب شــور انـگـیـزتآتــشــی در دل بــریـان کــبــاب افــتــاده
چـشـم مـخـمـور تـرا دیـده و بـرطـرف چـمـنهمچو من نرگس سرمست خراب افتاده
تــا غــبـــار خــط ریــحــان تــو بــرگــل دیــدهورق مـــردمـــک دیـــده در آب افـــتــــاده
دلـم از مـهـر رخــت ســوخــتــه وز دود دلـمآب در دیــده گــریــان ســحــاب افــتـــاده
سـوی گـیسـوی گـرهـگـیـر تـو مـرغ دل مـنبــهـوا رفـتــه و در چـنـگ عـقـاب افـتــاده
قـدح از دسـت تـو در خـنـده و از لـعـل لـبـتهوسـی در سـر پـر شـور شـراب افـتـاده
بـی نوایان جـگر سـوخـتـه را بـین چـون دعددل مـحـنـت زده در چـنـگ ربــاب افـتــاده
شد ز سودای تو موئی تن خواجو و آن مویهمچو گیسوی تو در حلقه و تـاب افتـاده

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج