فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 20 اردیبهشت 1403

از قرق تا خروسخوان

شب ما چه با شکوه است وقتی که گلوله ها آن را خالکوبی می کنند و دل ما را دلهای مظطرب ما را در دو سوی شب بانگ الله کبر به هم وصل می کند شب ما چه باشکوه ا…

شب ما چه با شکوه است
وقتی که گلوله ها
آن را خالکوبی می کنند
و دل ما را
دلهای مظطرب ما را
در دو سوی شب
بانگ الله کبر
به هم وصل می کند
شب ما چه باشکوه است
وقتی که تاریکی
شهر را متحد می کند
شب ما چه با شکوه است
وقتی که دستی ناشناس
دری را
بر رهگذری مبارز
می گشاید و
شوق و تپش در دالان
بازوی هم را می فشرند
شب ما چه با شکوه است
وقتی که نظامیان
در محاصره چشمان شب زنده دارمان
اسیرند
شب ما
چه غمگنانه با شکوه است
وقتی که فریاد و ستاره
در آسمان گره می خورند
و بر بامها سایه ها
خاموشانه
ترحیمی ساده دارند
از قرق
تا خروسخوان
شبروان
دل ما را در کوچه ها
چون مشعلی دست به دست
می گردانند
و خواب بیهوده
بر فراز شهر پرسه می زند
کشتگان سحر را نمی بینند
اما
صبح حتمی الوقوع است

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج