یک نفر
یک نفر هست در ایوان
که ودا می خواند ؛
سایه ی نارونی را جاری
گلِ شبدر را
با لاله یکی می داند ؛
یک نفر هست پُر از نور
پر از شن
پر از سایه
پر از دار و درخت
و پر از نازکیِ تنهایی .
( شهریار جعفری منصور )


یک نفر
یک نفر هست در ایوان
که ودا می خواند ؛
سایه ی نارونی را جاری
گلِ شبدر را
با لاله یکی می داند ؛
یک نفر هست پُر از نور
پر از شن
پر از سایه
پر از دار و درخت
و پر از نازکیِ تنهایی .
( شهریار جعفری منصور )