در کوچه های بی کسی دنبال او گردیده ام
درخلوت سبز خیال رخسار ماهش دیده ام
اندیشه رویش می کند گلهای سرخ آرزو
گل واژه های عاشقی از باغ رویش چیده ام
این خانه خالی از غم دارا ترین نادارهاست
بر شهر آمال دل ارام خود کوچیده ام
زهر فراق روی دوست اکسیر جان افزای ماست
شاید زمانی باده ناب وداع نوشیده ام
چون سینه خالی می شود ازرنج گنج درد او
بر قامت خم گشته ای رخت رضا پوشیده ام
ترسی ندارم از غم فردا که اینک در غمم
با سوز ساز ناله نازک دلی رقصیده ام
درخلوت سبز خیال رخسار ماهش دیده ام
اندیشه رویش می کند گلهای سرخ آرزو
گل واژه های عاشقی از باغ رویش چیده ام
این خانه خالی از غم دارا ترین نادارهاست
بر شهر آمال دل ارام خود کوچیده ام
زهر فراق روی دوست اکسیر جان افزای ماست
شاید زمانی باده ناب وداع نوشیده ام
چون سینه خالی می شود ازرنج گنج درد او
بر قامت خم گشته ای رخت رضا پوشیده ام
ترسی ندارم از غم فردا که اینک در غمم
با سوز ساز ناله نازک دلی رقصیده ام
شعر از یونس تقوی
شاعر یونس تقوی
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










