شب ها کسی درونت
بی خواب مثل خفاش
زل می زند به نقشِ
خونیِ ذهن نقاش
بی خواب مثل خفاش
زل می زند به نقشِ
خونیِ ذهن نقاش
شب ها کسی درونت
بیدار می شود از
خوابی که راز ما را
هربار می کند فاش
شب ها کسی درونت
فریاد می زند که
یک نقش تازه بر دار
یک شعر خواندنی باش
شب ها کسی درونت
پایان داستان است
پایان تلخ تکرار
پایان فصل کَنکاش
شب ها کسی درونت
در آینه نشسته
زل می زند به نقاش
زل می زند به نقاش
ملهم از سریال west world
شاعر یاسمن جبارپور
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










