داستانک
کون گُشاد پارو بزن …!
وقتی از مدرسه ی راهنمایی سید جمال الدین اسدی آبادی در قلعه خیابان واقع در پنجراه ته خیابان خسته و مانده دستم از پادرازتر بلاخره اتوبوس ایستاد و من سوار خط شدم دیدم یکی از جوانان جوهر لق پشت صندلی واقع در جلوی من با خودکار نوشته بود عشق در دریا پایان ندارد و جوانی دیگری زیرش نوشته بود کُون گُشاد پارو بزن …
مهدی عرفانیان
خراسان رضوی







