کهربا
کهربا
^*^*^
دل داده رایگان آن دخت کدخدا
دل برده از همه از ما به یک نگاه
..
پیچیده زلف او اطراف صورتش
این ساده دل منم درگیر و مبتلا
..
با مژه بی قرار با پلک غمگسار
چشمان ماهرو بی فیس وادعا
..
بغضی ترک ترک خفتیده در گلو
اشک چکیده ی بر گونه بی صدا
..
مابین هردو لب چون عطسه ناگهان
از در درآید و آید به سمتِ ما
..
حاجی مپرس هیچ بی چون و بی چرا
مجذوب چهره شم چون کاه و کهربا


