كمى گرفته ام امشب ، كمى “دلم” پير است
كمى حكايت غمخانه ام نفسگير است
كمى حكايت غمخانه ام نفسگير است
مرا به راه خودت خواندى و نفهميدم
به قبله گاهِ تو رفتن ، فريب تقدير است
“جوابِ” پرسش من ، “خنده هاى آينه” بود
“جواب” پرسش آئينه از تو ، “تزوير” است
چرا به مرغكِ در آشيانه ميخندى!!!
كه از بهارِ غم انگيزِ در قفس سير است
گلى كه در دل سرما ، شكفته ميميرد
دلش به خاطره اى از بهار زنجير است
هميشه از تو نوشتم ، هميشه بعد از تو
نگاه خانه به من ، چون نهيبِ شمشير است
#كارن_مقدم
شاعر کارن مقدم
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










