داستانک
کارد به استخوان رسیده بابا …!
یک کارد خوش دست و تیز و خوش فُرمی بودم که به هر حال مثل خیلی چیزها و مایحتاج جامعه و اجتماع بشری صد البته داستان بلند بالایی دارم که حداقل تاریخ اسلام را تا پای جان با کمال افتخار یدک می کشم ولی جونم به شما
بگه که از یک تحریفی که از زمان حضرت آدم و حوا بیا پایین تر هابیل و قابیل بیا پایین تری تا رسیدیم به واقعه ی امتحان ایمان حضرت ابراهیم ع در قربانی و کشتن صد البته رو به قبله بازهم تکرار می کنم رو به قبله بازهم تکرار می کنم رو به قبله یعنی به طرف خانه ی خدا یعنی نماد خانه ی کعبه … پس چرا برادران و خواهران باایمان اهل تسنَّم در سه فرقه اعم از حنبلی و شافعی و معتزله از حضرت ابراهیم خلیل در این واقعه ی روشن تر از قضیه ی خورشید و ماه و کهکشان گوسفندشان را رو به قبله ی خانه ی خدا که نِماد وحدت تمامی مسلمانان جهان است رو به قبله نمی کشند و گوشت این حیوان حلال گوشت را حرام می کنند
به یقین تا روز قیامت حلال حضرت محمد ص حلال و حرامش هم حرام است و یکی از قوانین تغییر ناپذیر جهان اسلام است آری کارد به استخوان رسیده بابا …!
مهدی عرفانیان
خراسان رضوی






