مسمط مخمس
**********
رنگِ موهاش، استخوانی
هوای دلم ، ابر و بارانی
چاه زنخدان، سیب لبنانی
زیر پیراهن،دو نار مارینی
چشماش مثلِ ،چغاله بادام است
،،،،
خال سیاهی، گوشه ی لب او
سیب سرخی، در غبغب او
مزه ملسِ، بوسه شب او
می سوزدم ، گرمی تب او
قدش الف و زلفش لام است
،،،
چال گونه اش، وقت خندیدن
رنگ رخسارش، وقت ترسیدن
چین تنبانش، حین رقصیدن
جفتی پا و گوش خاریدن
قصه گور و تیر بهرام است
،،،
راه رفتنش، همچو کبکِ دری
قرصِ چهره اش، همچو حور و پری
سال تولدش، چارده قمری
ماتیک لبهاش، سرخ جگری
وعده هایش قولِ برجام است
،،،،
جمع و تفریق عمر رفته ی من
سال و ماه و روز و هفته ی من
پول و برات و چک سفته ی من
حرفای در دل، نهفته ی من
شک ندارم ، فکرش خام است
،،،
خیل عشاقش، از هزاران بیش
لشکر غمها ، از پس و از پیش
قطعا ماتم ، گر بدهد کیش
رحمی بنما، بر من درویش
خورشید عمرم ، بر لبِ بام است


