.تو “اروندی” کویر تشنه ی محتاج باران را
نسیم ظهر پاییزی گون های بیابان را
نسیم ظهر پاییزی گون های بیابان را
برای خوشنویسی ام مهیا می کنی با عشق-
-دوات و ابر و باد و لیقه و شمع و قلمدان را
به “معماری اسلامی” گیسوی سیاه خود-
-تماماً مات کردی تو مهندس های “عمران” را
خدا در “علت و معلول” تاثیر نگاهت ماند
بهم می ریخت چشمانت جهان و”نظم و برهان” را
وراثت نقش کمرنگی به بیماری “قندم” داشت
لبت بسیار پهلو می زند قند “فریمان” را!
شب یلدا همیشه من کمی سنت شکن هستم
چه فالی! باز کردم پنجمین باب* “گلستان” را!
شدی “ساقی” شعر من حسودی می کند “حافظ”
خمار است و دوپاره می کند اشعار “دیوان” را
.
با احترام
پژمان ابراهیمی
.
*باب پنجم گلستان سعدی در مورد عشق و جوانی است.
شاعر پژمان ابراهيمي
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











