ارديبهشتِ سالِ پيش، از من گرفتي خواب را
يكسال دارد ميشود مهمانم اين مُرداب را
يكسال دارد ميشود مهمانم اين مُرداب را
نوشيدن از چشمانِ تو چيزي نميكاهد؛ خسيس!
“شِمر”ي درونت ميزيَد؛ بستهاست رويم آب را
اين فرقِ بينِ ماست: آبِ چشمِ من پُر ميكند ـ
يك سد كه نه! ده سد نه! صدها سد چُنان «ميناب» را
بدجور حالِ من خراب است و حواست هم كه نيست
دريابْ گاهي هم شده اين شاعرِ بيتاب را
هر تارِ مويت قصّهاي خوابيده در پهناي شب
بانو مَكُن از من دريغْ اين قصّههاي ناب را
شعرِ مرا با خطِّ خوش، بنْويس و بعدش قاب كن
پيشِ نگاهت جا بده در گوشهاي اين قاب را
شاعر پرویز جنتی محب
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










