فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 خرداد 1403

پرستو

فخرالدین احمدی سوادکوهی

آی پرستو
بیهوده انتظار می کشیم،
برای او
او نه از تبار ما
که دخترِ باد است
من و تو
دیگر از نسل بهار نیستیم
و پائیز ، میراث ما
محبوس در گنجینه ی مادربزرگ.
آی پرستو
این جاده را که می بینی
سال¬هاست که مسافری ندارد
نه رحم به عمرمان کردیم
نه به چشم های براه مانده ی مان
علف زیر پاهامان سبز نشده ،
زرد شد.
تو خواندی و
کسی دست تکان نداد
و هیچ چیزی در جاده نروئید
بیا برویم
گفتم او دیگر نمی آید
آی پرستو
بیهوده انتظار می کشیم،
برای او.

بخش شعر نیمایی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: سایت شعر ایران