قالب شعر: {قالب شعر:35}
به نام یگانهی ازلی
سرایشهایی، از نای احساس، پیشکش به:
روانِ پرستوهای پرکشیده؛ تا آبیهای همیشه مِهر، در بیستونهم بهمنماهِ نودوشش، پروازِ تهران-یاسوج:
۱_ غزل:
ای خورده به بالت، سپرِ کوه! به پا خیز!
با قافِ یقین؛ قامتِ نستوه، به پا خیز!
.
صد پاره شده، دفترِ احساسِ زمانه؛
از بس که نوشت از تبِ اندوه؛ به پا خیز!
.
آوار، چرا شد به دلت، کوهِ غم و درد؟
شو، دور از این، غصّهی انبوه؛ به پا خیز!
.
درمانده شده کوه، از آن، شهپرِ مِهرت؛
از هیبتِ تو، کوه شد اِستوه؛ به پا خیز!
.
پرواز کن از: دامنههای نفسِ نور؛
شهبال بزن، پُردل و بِشْکوه؛ به پا خیز!
.
سیمرغِ دلِ قلّهی مِهرِ گُلِ شیدی!
ای خورده به بالت، سپرِ کوه! به پا خیز!
.
زهرا حکیمی_بافقی (الف_احساس)
***
.
۲_تکبیت:
شو دور
زِ خاکِ سیهو
سردِ زمانه
در اوج
بکن فتح
گُلِ قلّهی خورشید!
زهرا حکیمی بافقی، (الف-احساس)
***
.
۳_دوبیتی:
نوای حسّ ِ ناب ِ ساز، ابریست
هوای سرزمینم، باز، ابریست
پرستوها، به آن سوها، پریدند؛
نمای آخرین پرواز، ابریست!
زهرا حکیمی بافقی (الف-احساس)

