فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 تیر 1403

و از آن داغ فراقت که دلم سوخت چه گویم؟!



به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شاعر به نقل از (ایبنا) در بندرعباس، شاعران دلسوخته و عزادار هرمزگان، واقعه جانگذار شهادت خادم الرضا حاج ابراهیم رئیسی را ناباورانه و شکیبائی در آن را سخت دانستند و معتقدند: هرگز گمان نمی کردیم روزی در بهار؛ خزانی چنین برگ ریزان را تجربه کنیم!

شمیم کشمیر- شاعر و نقاش هرمزگانی:

از این لحظه‌ی غمگین جدایی چه بگویم؟!

از این لحظه‌ی غمگین جدایی چه بگویم؟!
وز این حال و هوای تو نیایی چه بگویم؟!

و از آن داغ فراقت که دلم سوخت چه گویم؟!
و از این رفتن و رفتن و نرسیدن چه بگویم؟!

در این سوگ غم افروز وداعت چه بسازم؟!
و از این درد دل بی پدری یم چه بگویم؟!

و از آن مردم کوفی صفت اینک چه بگویم؟!
که هرگز ننشستی و دویدی و ندیدند؛ چه بگویم؟!

حیدر رضائی گشوئیه- شاعر آئینی:

همه‌ی ساحلِ جان زخم ز توفان دارد

دلِ توفان زده امروز چه طغیان دارد
غزل غمزده ای در دلِ باران دارد

زخزر تا به جنو ب از دلِ این غم با خود
به یقین اشک، خبر از دلِ سوزان دارد

خبر آمد چه جهانسوز که اشک مردم
همچنان سیل روان یکسره جریان دارد

دلِ عشاقِ پریشان همه از بی تابی
چِقّدّر اشک روان تا به خراسان دارد

ز خلیجِ به ابد فارسُ تا مشهد نیز
همه‌ی ساحلِ جان زخم ز توفان دارد

به تو گویم زغمی کز دلِ خود بی تردید
خبر از داغِ گران شعله سوزان دارد

ز غمِ خادمِ آن شاه خراسان شاعر
نه فقط غصه که هم دیده گریان دارد.



منبع : ایبنا