فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 4 اردیبهشت 1403

هوای بوسه های پاکِ

طارق خراسانی

گفتی زبودن ها، سرودِ زندگانی
غم های جانکاه و بلای آسمانی
بس نکته ها دانم، تو هم این نکته دانی

گاهى اسیرت مى کند بى همزبانى…
گم مى شوى در کوره راهِ بى نشانى…

وقتی دلت را بُرده گیسوی نگاری
شب تا سحر، خامُش ولیکن بی قراری
دانی عزیزم، تجربه دارم، که آری

حتى توانِ ناله کردن هم ندارى
زیرِ هجومِ دردهاىِ آنچنانى…

وقتی ز او نبوَد نشان، یک تارِ مویی
توسن نباشد زیر پا ، راهی بپویی
با کس مگو چیزی، در این عصر دو رویی

اصلاً چرا لب وا کنى…چیزى بگویى…
وقتى پُرى از نعره هاى ناتوانى؟

دنیا گهی غم می دهد گه می ستاند
گه دافع و گه ذرّه بر خود می کشاند
گیرم که دنیا هم تو را از خود براند

دنیا اگر قدرِ تو را هرگز نداند
دیگر چرا خود را به بندش مى کشانى؟

خواندند یاران سوی آن دریای نورت
ماندی تو با شب، آن سرودِ بی عبورت
اکنون زند غم تیشه پایابِ غرورت

در راهِ بى برگشتِ ایّامِ حضورت
گاهى توقف کن که از “خود” جا نمانى!

یک راهِ زیبا باشد و گویم، دعا کن
صد ها گره باشد به دل ، اینگونه وا کن
از توسن نفسَ ت رَهِ خود را جدا کن

گوشِ دلت را از شکایتها رها کن
تا بشنوى تصنیف هاى آسمانى…

دل را طبیبی هست و می گویم برایت
آری به دستش دیده ام ای جان دوایت
پندی دهم گر بشنوی، شادی سزایت

آرام مى گیرد دلِ دردآشنایت
وقتى به بالینش ” اَلَم نَشرَح…” بخوانى

مردابِ غم، دانم گرفته تار و پودت
باشد هوای بوسه های پاکِ رودت
گر رود هم ای گل دگر قسمت نبودت

نیلوفرانه مى توانى از وجودت
آلایشِ مُردابها راپٓس برانى…

دارم دعایی تا که آنِ عشق باشی
جان بخش من ، تو جاودانِ عشق باشی
خورشیدِ رخشان آسمانِ عشق باشی

در باغ جانت باغبانِ عشق باشى
حتى اگر تنها شوى…تنها بمانى…

یک قطره هم دریاست بی اندازه وقتی
در سینه ات غوغاست بی اندازه وقتی
آری که دل تنهاست بی اندازه وقتی

تنهایى ات زیباست بى اندازه، وقتى
حس مى کنى یک ذرّه در یک کهکشانى…

امواج یکتایی تو را دَر می نوردد
دانی چه غوغایی تو را دَر می نوردد؟
زیبا چه نجوایی تو را دَر می نوردد؟

نجواى زیبایى تو را در مى نٓوٓردٓد
وقتى به جانت عاشقى را مى چشانى

مخمس فوق با تضمین غزلِ زیبای “نیلوفرانه” از سرکار خانمِ “غزل آرامش” سروده شده است.
طارق خراسانی

بخش مسمط | پایگاه  خبری شاعر


منبع: سایت شعر ایران