فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 15 اسفند 1402

نه گل بود و نه گلدان،مصطفا رحماندوست

نه گل بود و نه گلدان

نه گل بود و نه گلدان
چی بود؟ دهان خندان
عینک ورپریده
چشم منو دزدیده
با شیشه ی شکسته
رفته تو قاب نشسته
آنی مانی ، یه موشه
رفت و نشست یه گوشه
حالا داره به موش ها
قاقالی لی می فروشه

مصطفا رحماندوست